می خواهم بمیرم اما دلم می خواهد دوکبوکی بخورم اثر بک سهی
معرفی کتاب"می خواهم بمیرم اما دلم می خواهد دوکبوکی بخورم":
کتاب میخواهم بمیرم اما دلم میخواهد دوکبوکی بخورم نوشتهی بک سهی، یکی از پرفروشترین و تأثیرگذارترین آثار ادبیات معاصر کره جنوبی در حوزهی سلامت روان و خودشناسی است. این کتاب که با ترجمهی مریم مرادی اسفیانی و توسط انتشارات آراستگان منتشر شده، ترکیبی صمیمانه و تأملبرانگیز از خاطرات شخصی و گفتوگوهای درمانی است که خواننده را به درون ذهن و زندگی نویسندهای میبرد که با افسردگی خفیف مزمن دست و پنجه نرم میکند.
دربارهی کتاب"می خواهم بمیرم اما دلم می خواهد دوکبوکی بخورم ":
این کتاب در سال ۲۰۱۸ به صورت خودانتشار در کره جنوبی منتشر شد و به سرعت به یک پدیدهی ملی تبدیل گردید . ترجمهی انگلیسی آن توسط آنتون هور در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و با استقبال گستردهای در سراسر جهان روبرو گردید و بیش از یک میلیون نسخه در سطح بینالمللی به فروش رسید .
کتاب روایتگر نویسندهای به نام بک سهی است که به عنوان مدیر رسانههای اجتماعی یک انتشارات، ظاهراً زندگی موفقی دارد، اما در باطن با احساسات عمیق افسردگی، اضطراب و شک به خود دست و پنجه نرم میکند . او با وجود توانایی در پنهان کردن این احساسات در محیط کار و روابط اجتماعی، این تلاش برای حفظ ظاهر، او را به شدت خسته و از شکلگیری روابط عمیق بازمیدارد .
نکتهی جذاب و امیدوارکنندهی کتاب، در تضاد عنوان آن نهفته است: با وجود افکار مرگآلود و احساس ناامیدی، نویسنده همچنان میلی شدید به خوردن «دوکبوکی»، یک غذای خیابانی محبوب کرهای، دارد . این تناقض، نشاندهندهی وجود جرقههای امید و لذت در میان تاریکیهای روان است.
کتاب شامل یادداشتهایی از مکالمات نویسنده با روانپزشکش در یک دورهی دوازده هفتهای است . این گفتوگوها به مسائلی مانند اعتمادبهنفس پایین، قضاوتگری نسبت به دیگران، وسواس ظاهری و نیاز به تأیید دیگران میپردازد . بک سهی با صراحت و شفافیت، فرآیند درمانی خود را به اشتراک میگذارد و به خواننده اجازه میدهد تا در کنار او، الگوهای فکری و رفتاری مخرب را شناسایی کند.
دربارهی نویسنده کتاب:
بک سهی متولد ۱۹۹۰ در کره جنوبی است و در دانشگاه نویسندگی خلاق خوانده است . او پیش از نویسندگی، به مدت پنج سال در یک انتشارات کار میکرد . بک سهی به مدت ده سال برای اختلال دیس تایمیا (افسردگی خفیف مزمن) تحت درمان روانپزشکی بوده است و همین تجربه شخصی، دستمایهی اصلی کتاب او شد . این کتاب نخستین اثر او محسوب میشود و شهرتی جهانی برایش به ارمغان آورده است. او در این اثر با زبانی ساده و بیپرده، تجربهی زیستشدهی خود را روایت کرده و توانسته است با میلیونها نفر در سراسر جهان ارتباط برقرار کند.
جملاتی برگزیده از کتاب:
· «واقعاً میخواهم بمیرم. اما راستش، دلم برای دوکبوکی تنگ شده است.»
· «احساس میکنم مدام زیر نظر هستم، انگار همه چیزهایی را که انجام میدهم قضاوت میکنند.»
· «چرا من اینقدر به تأیید دیگران نیاز دارم؟ چرا نمیتوانم خودم را همانگونه که هستم بپذیرم؟»
· «تلاش برای طبیعی جلوه دادن خود، به اندازهی خودِ افسردگی خستهکننده است.»
دستاوردهای کتاب:
مطالعهی این کتاب دستاوردهای عمیقی برای مخاطبان به همراه دارد. مهمترین دستاورد، پایاندادن به انگ اجتماعی پیرامون مشکلات روانی است. بک سهی با روایت صادقانهی تجربهی خود، به خوانندگان نشان میدهد که احساسات پیچیده و گاه متناقض انسانی، نه تنها غیرعادی نیستند، بلکه میتوانند مبنایی برای ارتباط عمیقتر با خود و دیگران باشند . کتاب همچنین ابزاری قدرتمند برای خودشناسی فراهم میآورد و به افراد کمک میکند تا الگوهای فکری منفی و رفتارهای خودتخریبگرانه را در خود شناسایی کنند. این کتاب به کسانی که با مشکلات مشابه دست و پنجه نرم میکنند، نشان میدهد که تنها نیستند و درخواست کمک، نشانهی ضعف نیست.
نقد و بررسی کتاب:
نکتهی قوت اصلی کتاب، صداقت بیپرده و لحن صمیمانهی آن است. بک سهی بدون خودسانسوری، افکار و احساسات ناخوشایند خود را به اشتراک میگذارد و همین ویژگی، کتاب را از بسیاری از آثار مشابه در این حوزه متمایز میکند. ترکیب خاطرهنگاری با گفتوگوهای درمانی، به اثر عمق و اعتبار میبخشد و آن را به یک منبع الهامبخش برای افرادی که با مشکلات روانی روبرو هستند، تبدیل کرده است. این کتاب به دلیل رویکرد غیرآموزشی و مبتنی بر تجربهی شخصی، توانسته است با مخاطب عام ارتباط برقرار کند، چرا که خواننده خود را در جایگاه نویسنده میبیند .
این کتاب مناسب چه کسانی است ؟
· افرادی که با افسردگی، اضطراب یا احساسات مشابه دست و پنجه نرم میکنند و به دنبال روایتی صمیمانه و همدلانه هستند.
· کسانی که به سلامت روان و تجربهی درمان علاقهمندند و میخواهند از دریچهی نگاه یک بیمار، فرآیند درمان را درک کنند.
· خوانندگانی که از کتابهای خودیاری کلیشهای خسته شدهاند و به دنبال روایتی واقعی و ملموس از مبارزه با مشکلات روانی میگردند.
· علاقهمندان به ادبیات کرهای و خاطرهنگاری که به دنبال اثری متفاوت و تأثیرگذار هستند.
سخن پایانی:
کتاب میخواهم بمیرم اما دلم میخواهد دوکبوکی بخورم، یک سفر درونی است که با ترجمهی روان مریم مرادی اسفیانی، به فارسیزبانان نیز هدیه شده است. بک سهی با روایت ساده و بیپردهی خود، نشان میدهد که در دل تاریکیترین لحظات، میتوان جرقههای کوچک امید را یافت. این کتاب نه تنها به درک عمیقتر اختلالات روانی کمک میکند، بلکه به ما یادآوری میکند که اشتراکگذاری تجربهها و درخواست کمک، میتواند راهی برای التیام و ارتباط با دیگران باشد. مطالعهی این کتاب به همهی کسانی که به دنبال روایتی صادقانه از مبارزه با افسردگی هستند، توصیه میشود.
- مشخصات محصول
- نظرات







هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر